تبليغاتX
عربی 2 - قواعد درس عربی

عربی 2 - قواعد درس عربی

کلاس دوم تجربی - دبیرستان امام خمینی (ره) سهند - شهر جدید سهند

Welcome     خوش آمدید

سعید مهدی نژادان قطبی

قواعد درس یک تا پنج

دبیرستان امام خمینی (ره) سهند

کلاس دوم تجربی

سال تحصیلی 87-86

گروه چهار

سر گروه : فرزین آتابائی

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:56 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |


درس یک

 

 

به راستی آیا تمام افراد و پدیده های جهان برای ما شناخته شده اند یا این که پاره ای شناخته و پاره ای ناشناخته اند با جواب به این سوال می توان گفت در عالم کلمات نیز چنین است است ، به پاره ای از اسم ها که بر شخص یا شیئ نامعین و ناشناخته دلالت دارند نکره گویند ، و به پاره ای از اسمها که بر شخص یا شیئ معین و شناخته دلالت دارند معرفه گویند .

انواع معرفه:   

معارف شش بود مضمر، اضافه ، علم ، ذواللام ، موصول ، اشاره

 

1-ضمیر: در سال گذشته خوانده شد و عبارتند :

ضمیر متصل :مرفوع(فاعلی) مثل الف در ذهبا و (واو) در نضروا به هر قسم کلمه (منصوبی و مجروری) ه ، هما ، هم ، ...

ضمیر منفصل:مرفوع مانند : هو ، هما ، هم ، هی ، هما ، من و ... منصوبی مانند :ایّاه ، ایّاهما ، ایّاهم ، ...

 

2-علم: یعنی فرد یا شیئ که دارای نام مشخص باشند و در فارسی آن اسم خاص گویند : علی ، فاطمه ، ایران ، سهند ، ...

 

3-ذواللام (اسم ال دار ): اسم های دارای ال معرفه هستند مثل : الرجل ، الشمس

 

4-موصول : اسمی که از لحاظ معنا به جمله ی بعد از خود وصل می شود و پل ارتباطی می باشد و عبارتند از :

موصول عام: من (کسی که ، کسانی که ) ما ( چیزی که ، چیزهایی که ، آن چه )

موصول خاص : مذکر : مفرد : الذی ( کسی که ، چیزی که ) جمع : الذین ( کسانی که )

مونث : مفرد : التی ( کسی که ، چیزی که ) جمع : الاتی ( کسانی که )

 

5 -اسماء اشاره :

جنس

مذکر

مونث

نوع

مفرد  مثنی  جمع

مفرد  مثنی  جمع

نزدیک

هذا  هذان  هولاء

هذه  هاتان  هولاء

دور

ذالک    -   اولئک

تلک    -    اولئک

تذکر : برای اشاره به جمع غیر انسان از اسم اشاره مفرد مونث یعنی (هذه،تلک) استفاده می کنیم مثل : هذه کتب تلک ابواب

 

6-معرف بالاضافه : هرگاه اسم نکرهای به اسم معرفه اضافه شود آن اسم نکره نیز معرفه ی گردد و به آن معرفه بالضافه گویند.

مانند : کتاب + المعلم = کتاب المعلم             قلم + ک = قلمک

اسم مضاف هیچگاه تنوین و ال نمی پذیرد و مضاف الیه همیشه مجرور است .

 

راه های معرفه نمودن یک اسم نکره :

1- گرفتن ال مثل ال + رجل = الرجل.

2- اضافه نمودن معرف بالاضافه که در بالا ذکر شد .

 

هر اسم نکره است مگر این که جزء یکی از اقسام معرفه باشد.

اسم ال دار تنوین نمی گیرد .

اسمهای معرب معمولا با یکی از حالت های ال یا تنوین یا اضافه دیده می شوند .

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:55 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |


درس دو

 

 

 

 

به راستی دانستن اعراب و علائم آن چه تاثیری در فهم معنای عبارات ما دارد برای همین منظور به پیرامون خود نگاه کنید افرادی با شغل ما و لباسهای مختلف وجود دارند . هنگامی که وارد بیمارستان می شوید فردی را که با لباس سفیدی می بینید با خود می گوئید دکتر است و به نقش و جایگاه کلمه او پی می برید . اعراب نیز چنین هستند که با تشخیص آن می توان نقش و جایگاه کلمه را فهمید و با دانستن نقش ، می توان جمله را درست ترجمه کرد .

تعریف اعراب : چیزیست که در آخر کلمه معرب ظاهر می شود و نقش کلمه را مشخص می کنند .

مثال : ذهب علی = علی فاعل و مرفوع است که نقش علی با دانستن اعراب مشخص مشود .

 

1-رفع :به کلمه ای که رفع داشته باشد مرفوع می گویند مانند : علَ

 

2-نصب : به کلمه ای که نصب داشته باشد منصوب گویند مانند : علیاّ

 

3-جر : به کلمه ای که جر داشته باشد مجرور گویند مانند : علیَّ

 

4-جرم : به کلمه ای که جرم داشته باشد مجروم گویند مانند : لا تذهب

 

با دقت در کلمات بالا می یابیم که نشان دهندهی اعراب در این کلمات ضمه ، فتحه و کسره و سکون می باشد آیا همیشه اعراب این گونه ظاهر می شود ؟

به دکتری که در اتاق عمل است نگاه کنید لباس سبز بر تن دارد آیا تا اکنون که لباس سبز برتن دارند دکتر نیستند و دارای نقش نمی باشند با کمی دقت در می یابیم که لباس سبز در اتاق عمل جانشین لباس سفید اوست .

در عالم کلمات نیز گاهی حرف یا حرکتی جانشین علائم اصلی می شوند و وظیفه ی آنها را ایفا می کنند و به آن ها اعراب فرعی گویند.

 

مواردی که اسم اعرب فرعی میگیرد :

 

1-اسم مثنی : رجلانِ و رجلانِ ، چه تفاوتی با هم دارند ، در حالی که هردو به معنای دو مرد میباشد ؟ - به این مثال توجه کنید : جاء رجلینِ : دو مرد آمدند رایت رجلینِ : دو مرد را دیدم  - سلمت علی رجلینِ : به دو مرد سلام کردم

یافتن نقش این کلمات مشکل گشای کار ماست ، چرا کلمه رجل یک بار با علامت الف و بار دیگر با علامت یاء آمده است ؟

رجلان در جمله اول فاعل و مرفوع است لذا در اسم مثنی ا علامت رفع و جانشین ضمه و در جمله دوم رجلین مفعول و منصوب و ی علامت نصب و جانشین فتحه و در جمله سوم رجلین مجرور به حرف نیز علامت جر و ی نیز علامت جر و جانشین کسره می باشد .

 

2-جمع مذکر سالم : علامت آن ها ( ون ین ) است .

جاء المعلمونَ رایت المعلمینَ سلمت علی المعلمینَ

در مثال اول المعلمون فاعل ومرفوع است و (و) علامت رفع  و در مثال دوم المعلمین مفعول و منصوب و ی علامت نصب و در مثال سوم المعلمین مجرور به حرف جر و ی علامت جر می باشد .

 

3-اسماء خمسه :اب ، اخ ، ذو

آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا در بعضی جمله ما (ابوعبداللّه ) و در بعضی (ابا عبد اللّه ) و در بعضی دیگر (ابی عبد اللّه) می نویسند و چه فرقی با هم دارند ؟

با دانستن اعراب اسماء خمسه این سوال را خواهیم دانست .

در اسماء خمسه (و) جانشین ضمه و علامت رفع آن (ا) جانشین فتحه و علامت نصب (ی) و جانشین کسره و علامت جر است .

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:54 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |


درس سه

 جمع مونث سالم یا جمع با ات :

در جمع مونث سالم اعراب رفع و جر اصلی است یعنی علامت رفع ضمه می باشد مانند : جتءت المومناتُ ، که المومناتُ فاعل و مرفوع و علامت رفع ضمه است و علامت جر آن کسره است مانند : سلمت علی المومناتِ که المومناتِ مجرور به حرف جّر و علامت جر کسره می باشد ، ولی آیا علامت نصب آن فتحه است با دقت در این مثال رایت المومناتِ در می یابیم که علامت نصب جمع مونث سالم نیز کسره است همانند : قرات المجلاتِ .

 

خلاصه : در جمع مونث سالم ، کسره علاوه بر علامت جر بودن علامت نصب نیز می باشد.

 

اسم ممنوع من الصرف (غیر منصرف):

اسم از جهت پذیرفتن تنوین به دو دسته تقسیم میشود :

 

1-منصرف:اسمی که قابلیت پذیرفتن تنوین را داشته باشد مانند : رجل ، قمرا

 

2-اسم غیر منصرف :اسمی که قابلیت پذیرفتن تنوین را نداشته باشد ، مانند :ایران

 

مهمترین مواردی که اسم  ، غیر منصرف می باشد :

 

1-علم مونث : مریم ، فاطمه ، راهله ، ...

 

2-نام شهر ها و کشور ها : ایران ، فلسطین ، روسیه ، تبریز ، مسکو ، سهند

نام اغلب کشورها و شهرها مونث می باشند به همین جهت می توان جزء علم مونث حصاب نمود .

 

اسم های غیر عربی : ابراهیم ، سعید ، بهزاد ، داریوش

 

5-جمع مکسر بر وزن مفاعل و مفاعیل : مساجد ، مصابیح ، تواریخ ، اکابر

در اسم غیر منصرف علامت رفع و نصب اصلی می باشد مانند : جاءت فاطمه (فاطمه فاعل و مرفوع ) و رایت فاطمه (فاطمه مفعول ومنصوب ) و علامت جر آن نیز فتحه میباشد

 

خلاصه : در اسم غیر منصرف فتحه علاوه بر علامت نصب بودن علامت جر نیز می باشد .

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:53 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |


درس چهار

 

اعراب محلی و تقدیری

 

آیا علامت اعراب همیشه در کلمات ظاهر می شود و به راحتی نقش کلمات را تشخیص می دهیم ؟

آیا همیشه با نگاه به ظاهر افراد می توان به مسئولیت و نقش آن ها پی برد ؟

 

در جامعه به افرادی بر می خوریم که ظاهری ثابت ولی در موقعیت های مختلف مسولیت می پذیرند و تنها از محل و موقعیت آن ها می توان به نقش شان پی برد . کلمات نیز این گونه اند .

بسیاری از اسمها علامتی را که حاوی اعلان موضع و نقش آن ها باشد با خود حمل نمی کنند و همیشه ثابت هستند و لذا چون از محل آن ها پی به نقش شان می بریم و می گوئیم اعرابشان محلی است ، مثل کلمه : ذِلکّ در این سه مثال جاءِ ذِلکّ رُایت ذِلکُ سلمت علی ذِلکُ . ذِلکُ در مثال اول فاعل بوده و چون فاعل باید لباس رفع بر تن کند و آخر آن تغیر نکرده است ، لذا می گویم محلا مرفوع است و در مثال دوم مفعول و محلا منصوب است و در مثال سوم محلا مجرور به حرف جر است .

موارد اعراب محلی :

1-اسم های مبنی مانند مثال های فو

2-جمله مانند : التلمیذ یُکتب درسه ، که محلا مرفوع می باشد .

3-شبه جمله مانند التلمیذ فی الصف ، که جار و مجرور شبه جمله خبر و محلا مر فوع است .

اعراب تقدیری :

آیا تاکنون به افرادی که در مکان های اطلاعاتی کار کنند بر خورد کرده اید آن ها به جهت مسائل امنیتی نمی توانند لباس مشخصی بپوشند یا اینکه دارای نقش های مختلفی هستند .

در دنیای برخی کلمات معرب نیز چنین است و علامت اعراب برروی آن ها ضاهر نمی شوند ، و اعراب آن ها فقط از نقش شان در جمله می توان تشخیص داد به چنین اعرابی اعراب تقدیری می گویند . مانند :

1- جاء الفتی ( الفتی فاعل و تقدیرا مرفوع )

2- رایت الفتی ( الفتی مفعول و تقدیرا منصوب )

3- سلمت علی الفتی ( الفتی تقدیرا مجرور به حرف جر )

موارد اعراب تقدیری :

1- اسم منقوص : اسمی که به الف ختم می شود مقصور گویند : دنیا ، الفتی ، هدی

تذکر : اسم مقصور در صورتی که بدون (ال) باشد غالبا الف آ خر آن به تنوین فتحه تبدیل می گردد و این تنوین علامت اعراب نمی باشد . مانند : هدی ، فتی ، ...

2- اسم منقوص : به اسمی که به یاد ما قبل مکسور ختم می شود منقوص گویند : القاضی ، الهادی

تبصره : اسم منقوص در حالت نصب اعراب آن به فتحه و ظاهری است . مانند : احترم القاضی العادل که القضی مفعول به منصوب است.

تذکر : اسم مقصور در صورتی که خالی از ال باشد غالبا آخر آن به تنوین کسره تبدیل می گردد و این تنوین علامت اعراب نمی باشد : قاضی ، عال ، ( به غیر از حالت نصب )

 

 

اعراب تقدیری

رفع

نصب

جر

القضی

مقصور

+

+

+

القاضی

منقوص

+

-

+

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:53 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |


درس پنج

 

 

الاضافه و الوصف

 

اجزا طبیعت و پدیده های طبیعی ، مخلوقات جدا از یکدیگر و غیر مرتبط نیستند بلکه بر یک دیگر اثر می گزارند و این تاثیر بین دو پدیده گاهی شدید و جدا شدنی نیستند و گاهی در عین ارتباط می توانند از یک دیگر جدا باشند .

کلمات نیز چنین حالتی دارند یعنی گاهی ارتباط شدید بوده و جزء دوم به تنهایی وجود خارجی ندارند مانند : ( الورده الحمراء ) و گاهی جزء دوم به تنهایی وجود خارجی دارد : ( ماء البر ) لذا در عربی ترکیب ما دو دسته اند :

 

1- ترکیب اضافی : نسبت دادن یک اسم به اسم دیگری می باشد که اسم اول را مضاف و اسم دوم را مضاف الیه گویند مانند : اشجار الغابه  که : اشجار : مضاف و الغابه : مضاف الیه

نکته : مضاف ال و تنوین نمی گیرد چون اضافه شدن خود یکی از علائم اسم است و هر اسم تنها یکی از این علائم را دارد .

اسم مثنی و جمع مذکر سالم در صورت مضاف واقع شدن نون آن ها حذف می شود .

مانند : علمون + المدرسه : معلمو المدرسه

اعراب مضاف الیه همیشه مجرور است ولی اعراب مضاف با توجه به موقعیت ان تعین می گردد .

مانند : جاء : فعل مدبر : فاعل و مرفوع مضاف   المدرسه : مضاف الیه و مجرور

 

2- ترکیب وصفی : که جز دوم به تنهایی وجود خارجی ندارد. مانند: العطش : موصوفالشدید:صفت

نکته : صفت در چهار مورد با موصوف خود مطابقت می کند :

1- عدد (مفرد مثنی مذکر ) مانند : معلمان فاضلان

2- جنس ( مذکر یا مونث ) مانند : امراه عالمه

3- معرفه و نکره بودن : الطالب المودب

4- اعراب ( رفع نصب جر ) مانند : کتابُ مفیدُ

برای جمع های غیر عاقل غیر انسان می توان از صفت مفرد مونث استفاده کرد . مانند :

المناطق : جمع غیر عاقل المختلفه : صفت مفرد مونث

 

برای اسم های معنوی مانند : شمس ، نفس ، نار، ... صفت نیز به صورت مفرد مونث می آید

انواع صفت :

 

1- مفرد : هر گاه صفت یک اسم باشد مانند مثال های فوق المعلمون : موصوف

 

2-جمله : جمله ای که پس از اسم نکره می آید و آن را توصیف می کند جمله ی وصفیه نام دارد  .

در زبان عربی بر خلاف زبان فارسی اگر اسمی دارای صفت و مضاف الیه باشد ابتدا مضاف الیه وسپس صفت می آید .

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:52 توسط سعید مهدی نژادان قطبی |